وقتی نگاهمان به ظواهر دچار شد
عارف شدن به ریش بلند و سه تار شد
وقتی که مست نیست کسی بین مردمان
گشت کمیته محتسب روزگار شد م . ن بی تو
وقتی که عشق در هوس آدمی گم است
وقتی که سرنوشت بشر دست انجم است
وقتی خرافه، جای حقیقت نشسته است
ما کارمان مبارزه با عرف مردم است م.ن بی تو
وقتی که دست کوچک او یار واکس بود
روی سیاه خلق خریدار واکس بود
وقتی که جمعه شنبه ندارد گرسنگی
در کیف های مدرسه ،ابزار واکس بود م.ن بی تو
وقتی کسی به جای خودش فکر می کند
آدم به ماجرای خودش فکر می کند!
آدم، ربات مشتمل از جسم و ذهن نیست
آدم به فکر های خودش ،فکر می کند م.ن بی تو
وقتی هزار فاجعه در عشق جاری است
وقتی قرار آدمیان ،بی قراری است!
من زجر میکشم ز هوس،فکر می کنم-
دنیا همین دو روزه ی بی بند و باری است م.ن بی تو

